آماری از ایرانیان
آمار دقیقی از ایرانیان مهاجر در کانادا و امریکا وجود ندارد. این امر میتواند دو علت داشته باشد: یکی اینکه تا آنجایی که من خبر دارم سرشماری عمومی نفوس و مسکن به آن صورت گسترده و نسبتاً دقیقی که در ایران از طریق مراجعه خانه به خانه و فرد به فرد انجام میشود اینجا مرسوم نیست. معمولاً برای انجام سرشماری فرمهای سرشماری برای همه خانواده ها ارسال میشود و از آنان خواسته میشود که این فرمها را پر کنند. دلیل دوم برای عدم وجود آمار دقیق مهاجران این است که در فرمهای سرشماری هیچوقت از کشور اصلی، دین، مذهب، و مواردی از این قبیل از فرد سوال نمیشود. برای استخدام، ورود به دانشگاه، ثبت نام بچه ها در مدارس و محلهای دیگر نیز هیچگاه از این سوالات پرسیده نمیشود. با اینجانب که از زمان ورود به اینجا بعلت اینکه استاد راهنمایم پرسنل وزارت کشاورزی کاناداست در وزارت کشاورزی کار و تحقیق میکنم همانند سایر پرسنل و همانند استاد راهنمایم رفتار میشود و ضمن آنکه اتاق و میز و کامپیوتر و تلفن و ... در اختیار من هست همانند سایر پرسنل رسمی به همه آزمایشگاهها، گلخانه ها، خودروها، ... دسترسی دارم و برای ورود به محیط اداره در ایام تعطیل و خارج از ساعات اداری کلید و کارت الکترونیکی در اختیار من گذاشته شده است.
به هر حال در مورد آمار ایرانیان اینجا مینوشتم. در وینیپگ (Winnipeg) که در مقایسه با ابرشهرهایی مثل تورنتو و ونکوور ایرانیان کمتری در آن زندگی میکنند و اصولاً ایرانیان طی چند سال اخیر کم کم به این شهر مهاجرت میکنند آمار ایرانیان بالا نیست و ممکن است پیرامون ۱۰۰۰ نفر باشد. ولی من در اینجا آماری ارائه میدهم که تعداد ایرانیان وینیپگ را بسیار بالا نشان میدهد و البته میتوان این آمار را به شکلهای مقتضی تفسیر کرد.
۱- در کلاس اولین درسی که در ترم پاییز ۲۰۰۴ داشتیم یکی از دو نفر دانشجوی دکترا (یعنی من) ایرانی بود (یعنی ۵۰٪ کلاس). در کلاس دومین درسی که در همان ترم داشتیم از ۱۲ نفر دانشجوی تحصیلات تکمیلی 3 نفر ایرانی بودند (یعنی ۲۵٪ کلاس). در کلاس سومین درسی که در ترم بهار ۲۰۰۵ داشتیم ۳ نفر از ۸ نفر دانشجوی تحصیلات تکمیلی ایرانی بودند (یعنی نزدیک به ۴۰٪ کلاس). در کلاس چهارمین درسی که در ترم پاییز ۲۰۰۵ داشتیم از حدود ۴۰ نفر دانشجوی تحصیلات تکمیلی ۳ نفر ایرانی بودند (یعنی حدود ۸٪ کلاس). در کلاس پنجمین درسی که در ترم پاییز سال جاری داریم ۲ نفر از ۶ دانشجوی تحصیلات تکمیلی ایرانی هستند (یعنی بیش از ۳۰٪ کلاس). در کلاسهای برخی دیگر از درسها نیز که بصورت داوطلبانه میرفتم یا بعداً حذف کردم آمار دانشجویان ایرانی به همین صورت بالا بود.
۲- در دپارتمان علوم گیاهی (Plant Science) از حدود ۴۰ نفر دانشجوی تحصیلات تکمیلی ۴ نفر ایرانی هستند (یعنی ۱۰٪ دانشجویان دپارتمان).
۳- در دپارتمان گیاه شناسی (Botany) از حدود ۳۰ نفر دانشجوی تحصیلات تکمیلی ۳ نفر ایرانی هستند (یعنی حدود ۱۰٪ دانشجویان دپارتمان).
۴- در دپارتمان حشره شناسی (Entomology) از ۱۶ نفر دانشجوی تحصیلات تکمیلی ۲ نفر ایرانی هستند (یعنی حدود ۱۳٪ دانشجویان دپارتمان).
۵- در دانشکده فنی و مهندسی (Engineering) آمار دانشجویان ایرانی از هر کشور دیگری بالاتر است (حتی شاید از آمار دانشجویان کانادایی!). هر زمان مسیر ما به این دانشکده میخورد تعدادی دانشجوی ایرانی در راهروها به چشم میخورند یا صدای آنها که به زبان فارسی صحبت میکنند شنیده میشود. این دانشجویان عمدتاً از فارغ التحصیلان داشگاه صنعتی شریف در ایران یا بعضاً دانشگاههای دیگر هستند که برای ادامه تحصیل به اینجا آمده اند.
۶- آمار دانشجویان ایرانی در دانشکده های پزشکی، دندانپزشکی، و سایر رشته های علوم پزشکی نیز نسبتاً بالاست.
۷- در دانشکده ها و رشته های علوم انسانی نیز دانشجویان ایرانی کمابیش دیده میشوند.
۸- استادان ایرانی هم در دانشکده های مختلف دانشگاه مانیتوبا (University of Manitoba) وجود دارند. این اساتید بیشتر از همه در دانشکده فنی و مهندسی دیده میشوند. بعد از آن در دانشکده ها و دپارتمانهای دیگر نیز از جمله در دپارتمانهای ریاضی، زبان انگلیسی، علوم گیاهی، و ... استادان ایرانی ها کار میکنند.
۹- استادان و دانشجویان ایرانی همچنین در دانشکده های مختلف دانشگاه وینیپگ (University of Winnipeg) هم وجود دارند.
۱۰- آخرین آماری که ارائه میکنم مربوط به بچه های ایرانیست که به مهد کودک دانشگاه میروند. از حدود ۴۰ نفر بچه موجود در این مهد کودک اقلاً ۵ نفر ایرانی و یکی هم دورگ کانادایی-ایرانیست (یعنی حدود ۱۳٪ بچه های مهد کودک).
