اعضای کمیته پایان نامه من (اساتید راهنما و مشاور)
اعضای کمیته پایان نامه من مرکب از چهار نفرند که یکی از آنها استاد راهنما و سه نفر دیگر مشاور میباشند. استاد راهنما و یکی از مشاوران من در اصل از دانشمندان وزارت کشاورزی کانادا (Agriculture and Agri-Food Canada) هستند که بترتیب در دانشگاههای مانیتوبا (University of Manitoba) و گوئلف (University of Guelph) نیز استاد مدعو (adjunct professor) هستند و دو نفر مشاور من اعضای هیأت علمی دانشگاه مانیتوبا میباشند. استاد راهنما و دو نفراز مشاوران پایان نامه مؤنث و فقط یکی از مشاوران مذکر است. جزئیات مشخصات این اساتید به شرح زیر است:
۱- جینی گیلبرت (Jeannie Gilbert): من از حدود ۱۰ سال پیش که دانشجوی فوق لیسانس بودم و روی بیماری بلایت فوزاریومی سنبله گندم کار میکردم ایشان را از طریق مقالات علمی چاپ شده در ژورنالهای بین المللی میشناختم. وی که متولد انگلستان و شهروند کاناداست لیسانس، فوق لیسانس، و دکترای خود را بترتیب در سالهای ۱۹۸۱، ۱۹۸۴، و ۱۹۸۸ از دانشگاه مانیتوبا دریافت کرده است. وی از سال ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۴ بعنوان بیماری شناس گیاهی/بیولوژیست (Plant Pathologist/Biologist) و از سال ۱۹۹۴ تاکنون بعنوان دانشمند تحقیقاتی (Research Scientist) در مرکز تحقیقات غلات (Cereal Research Centre) در وینیپگ که وابسته به وزارت کشاورزی کاناداست مشغول بکار بوده است. بیشتر فعالیتهای علمی و تحقیقاتی جینی گیلبرت روی بیماری بلایت فوزاریومی سنبله و بیماریهای برگی گندم بوده و وی بعنوان یک فرد شناخته شده در این زمینه ها در کانادا و امریکای شمالی بشمار میرود.
جینی گیلبرت یک استاد راهنمای خوب بویژه از نظر شخصیتی بشمار میرود و رابطه عاطفی خوبی با من و سایر دانشجویانش دارد. اگر مشکلات و مسائلی برای دانشجویش پیش بیاید حتی اگر این مسائل از نوع مسائل شخصی و غیر علمی باشد وی سعی میکند به هر طریق ممکن در حل آنها بکوشد. در فراهم کردن امکانات تحقیقاتی و علمی و نیز پیگیری زمانبندی و پیشرفت کاری دانشجو بسیار جدیست و بطور مداوم پیشرفت کاری دانشجو را ارزیابی میکند. این ارزیابی علاوه بر پرس و جوی حضوری و سؤال از طریق ای-میل از طریق یک جلسه رسمی سالانه با حضور سایر اعضای کمیته پایان نامه هم انجام میشود. معمولاً یکی دو بار در سال هم با شرکت در مهمانی در منزل او یا جاهای دیگر با هم غذایی میخوریم.
۲- جرج فدک (George Fedak): من از سالها پیش جرج فدک را هم از طریق مقالاتش میشناختم و چندین سال پیش که برای اخذ پذیرش از دانشگاه گوئلف اقدام کردم جرج فدک را به همراه یکی از اساتید آن دانشگاه بعنوان استاد راهنما پیشنهاد کردم. درخواست پذیرش من از آن دانشگاه بعلت اینکه در واقع من از یک دپارتمان نسبتاً غیر مرتبط با رشته تحصیلی ام درخواست پذیرش کرده بودم (Dept. of Plant Agriculture) رد شد. بعداً که به وینیپگ آمدم دریافتم که جرج یکی از همکاران جینی گیلبرت در وزارت کشاورزی بوده و رابطه کاری بسیار نزدیکی با وی دارد. وی بعنوان دانشمند تحقیقاتی (Research Scientist) در مرکز تحقیقات غلات و دانه های روغنی شرق کانادا (Eastern Cereal and Oilseed Research Centre) در اتاوا که آن هم وابسته به وزارت کشاورزی کاناداست مشغول بکار بوده است. با توجه به تجربیات و علایق کاری جرج و موضوع پایان نامه من و کمکی که ایشان میتوانست در این زمینه بکند تصمیم گرفتیم ایشان را در کمیته پایان نامه وارد کنیم. در واقع اساس پایان نامه من روی جمعیتی از گیاهان (گندم) گذاشته شد که از تلاقی انجام شده توسط جرج بدست آمده بودند.
جرج فدک نیز از نظر شخصیتی یکی از آدمهای ویژه بشمار میرود و رابطه عاطفی عمیق و بسیار دوستانه ای با من و سایر همکاران دارد. واقعاً شاید همه خصوصیات این آدم مثبت باشد و نتوان هیچ نکته یا فکر منفی در او پیدا کرد.
از نطر علمی نیز جرج فدک یکی از افراد شاخص و شناخته شده در زمینه ژنتیک، تلاقی بین گونه ای، دستکاری ژنها، و ارتقای مقاومت به فوزاریوم در گندم بشمار میرود و مقالات متعددی از او در این زمینه ها به چاپ رسیده است.

۳- آنیتا برول-بابل (Anita Brûlé-Babel): من قبل از آمدن به اینجا هم اسم و مشخصات و عناوین فعالیتهای علمی آنیتا را در سایت دانشگاه دیده بودم ولی بعد از آمدن به داشگاه مانیتوبا با او بیشتر آشنا شدم. بخاطر اینکه طبق مقررات دانشگاه مانیتوبا لازم بود یک نفر از اساتید کمیته پایان نامه من خارج از دپارتمانی باشد که من در آن تحصیل میکنم (Dept. of Biological Sciences) و بخاطر تخصص ایشان در ژنتیک کمی تصمیم گرفته شد که ایشان در اجرای پایان نامه به من کمک کنند. خوشبختانه کمک ایشان هم تاکنون مؤثر بوده و مخصوصاً اجرای آزمایشاتم در ایستگاه تحقیقاتی متعلق به دپارتمان علوم گیاهی (Dept. of Plant Science) که با همکاری تکنسین ایشان به مدت دو سال اجرا شد بسیار رضایتبخش بود.
برخلاف آنچه هم که قبلاً در باره او شنیده بودم ایشان آدم بسیار خوش اخلاقی هستند و تقریباً هیچ جمله ای از دهان ایشان بدون یک قهقهه بلند خارج نمیشود!

۴- میشل پیرسی-نورمور (Michele Piercey-Normore): من اینجا برای اولین بار زمانی با میشل آشنا شدم که درسی به نام "بیولوژی مولکولی گیاهان و قارچها" را که توسط ایشان ارائه میشد انتخاب کردم. وی که دانشیار دانشگاه در دپارتمان علوم بیولوژی هستند دکترای خود را از دانشگاه مموریال نیوفاندلند کانادا (Memorial University of Newfoundland) دریافت کرده اند و تحقیقات بعد از دکترای (Post doctoral) خود را در دانشگاه دوک (Duke University) و مؤسسه اسمیتسونیان (Smithsonian Institution) در امریکا به انجام رسانده اند. بیشتر کارهای تحقیقاتی او روی سیستماتیک و تکامل قارچها و جلبکها بویژه در گلسنگها متمرکز شده است. بخاطر اینکه بخشی از پایان نامه اینجانب به روابط میزبان-پاتوژن اختصاص دارد که در آن روابط تکاملی پاتوژن (قارچ فوزاریوم عامل بیماری بلایت فوزاریومی سنبله گندم) با جزئیات دقیق مورد بررسی قرار میگیرد تصمیم به آوردن میشل به کمیته پایان نامه اینجانب گرفته شد.
ایشان آدمی علمی و بسیار جدی در کارهای خود هستند.

