تبليغاتX
سنبله

سنبله

اورژانس بیمارستان و هشت ساعت انتظار

ما قبل از آمدن به کانادا اندک اطلاعاتی از وضعیت بهداشت و درمان در کانادا بدست آورده بودیم از قبیل اینکه برای گرفتن یک نوبت و ملاقات دکتر برای مسئله کوچکی مثل سرماخوردگی گاهی اوقات حتی تا ساعتها باید در انتظار ماند، پیدا کردن و ملاقات دکتر متخصص کاریست بسیار سخت و ممکن است تا چند ماه طول بکشد، برای بستری شدن در بیمارستان و یا انجام برخی آزمایشات پزشکی ممکن است لازم باشد از ماهها قبل هماهنگیهای لازم صورت بگیرد، ...

ما هم بویژه در ماههای اول اقامت در اینجا که هم از این وضعیت بهداشت و درمان کلافه شده بودیم و هم هنوز به مزه غذاهای اینجا عادت نکرده بودیم همیشه میگفتیم اگر ممکن بود برای انجام دو تا کار همیشه به ایران میرفتیم و برمیگشتیم: رفتن به دکتر و خوردن غذا!

فکر نمیکنم در دنیا جایی به غیر از کانادا وجود داشته باشد که بیماران این همه مدت در اتاق انتظار اورژانس باشند تا نوبت معاینه دکتر بشود. من قبلاً از چند نفر از دوستان شنیده بودم که وقتی برای اتفاقات اورژانسی به اورژانس بیمارستان (بعنوان مثال بیمارستان ویکتوریا که در نزدیکی ماست) مراجعه کرده اند 7-6 ساعت طول کشیده تا توسط دکتر معاینه شوند ولی باور کردن این موضوع بطور عینی برای من کمی سخت بود. هفته پیش که پارسای ما به همراه پریسا با دوچرخه از مدرسه می آمده پایش به زنجیر دوچرخه گیر میکند و قسمتهای بیرونی پای راست وی بشدت بریده میشود. با شنیدن خبر، من بلافاصله خودم را از دانشگاه به منرل رساندم و درحالی که علیرغم اقدامات اولیه خون از پای پارسا جاری بود او را در عرض چند دقیقه به بیمارستان رساندیم. بعد از ثبت اولیه در بیمارستان و بستن راه خونریزی، از ساعت 5 بعد از ظهر در اتاق انتظار بیمارستان منتظر ماندیم تا دکتر او را ببیند. اما این انتظار بسیار بسیار طولانی بود. ساعت 11 شب نوبت ما شد تا از اتاق انتظار بیمارستان به اتاق انتظار دکتر برویم و برخلاف آنچه که ما فکر میکردیم آمدن به این اتاق هم به معنای معاینه سریع توسط دکتر نبوده است بلکه انتظار دیگری شروع میشده است! انتظار در این اتاق هم بیش از 2 ساعت طول کشید و در نهایت ساعت 1:30 صبح روز بعد یعنی بعد از هشت ساعت و نیم انتظار موفق شدیم دکتر را ملاقات کنیم! بقیه بیماران اوژانسی هم که در بین آنان همه نوع افرادی با هر وضعیت اورژانسی (خونریزی، شکستگی، قلبی، تنفسی، و ...) دیده میشدند وضعیتی بهتر از ما نداشتند و بعضیها میگفتند حتی نزدیک 10 ساعت در انتظار بوده اند. مخصوصاً کلافگی بیماران در اتاق انتظار دکتر بسیار شدیدتر بود چون هم ساعتهای طولانی انتظار کشیده و خسته شده بودند و هم اینکه انتظار نداشتند که آنجا هم دوره انتظار دیگری منتظرشان باشد!

البته زمانیکه نوبت بیماران میرسید دکتر و پرستاران از هیچ لطفی به بیمار دریغ نمیکردند و هر مدت زمانیکه لازم بود روی بیمار کار میکردند و از نظر روانی و عاطفی نیز همه چیز در حد کامل بود. خلاصه با کلی اظهار لطف و محبت و دادن انواع برچسبها و بستنی و ... خستگی آن همه انتظار کلافگی را از تن او بیرون کردند.

به هر حال دلایل این موضوع خود مقوله دیگریست و نیاز به بررسیهای بیشتری دارد ولی سه دلیل که ملموستر و بیشتر از همه موجب از افزایش زمان انتطار بیمار شده عبارتند از: 1- فعال بودن و سریع بودن سیستم اورژانس شهری؛ در اینجا این سیستم بسیار فعال است و چند دقیقه بعد از تماس بیمار وی را به بیمارستان میرسانند. این بیماران که اکثراً افراد بسیار مسن و از کار افتاده هستند وقتی با آمبولانس آورده شده و تحویل بیمارستان داده میشوند معمولاً نسبت به بقیه بیماران اورژانسی در اولویت قرار داده میشوند. زیاد بودن این بیماران یکی از دلایلیست که باعث به عقب افتادن نوبت بقیه بیماران اورژانسی میشود 2- کمی تعداد دکترها در بیمارستانها؛ که معمولاً فقط یک دکتر برای اورژانس یک بیمارستان به آن بزرگی کار میکند (اقلاً در بیمارستانیکه ما رفتیم). 3- صرف وقت زیاد برای هر بیمار؛ دکترهای اینجا برای هر مریض هر قدر که نیاز باشد وقت میگذارند و برای آنها رسیدگی تمام و کمال به مریضی که در اختیار آنان است اولویت دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 23:23  توسط علی ملیحی پور  | 

داستان ویزای اقامتی ما

اینجا در حالت عادی و در اکثر موارد ویزای اقامتی افراد از جمله ویزای دانشجویی (Study Permit) بطور سالیانه و فقط برای یک سال تمدید میشود. البته در مواردی هم ممکن است شخص خوش شانس باشد و به دلایل مختلف و بسته به نظر کارمند اداره مهاجرت ویزایش برای بیش از یک سال تمدید شود.

من طبق معمول هر سال اوایل ماه می تمام مدارم لازم (حدود یک کیلوگرم!) را به همراه هزینه های مربوطه (425 دلار) برای تمدید ویزای اقامتی خانواده چهار نفره ما به اداره مهاجرت کانادا فرستادم. با توجه به اینکه طبق اطلاعات اداره مهاجرت در آن زمان تمدید ویزاحدود یک ماه طول میکشید من بر آن اساس تمام کارهایم را طوری برنامه ریزی کردم که اوایل سپتامبر در ایران باشم: بعد از دریافت ویزای اقامتی در اوایل ژوئن بلافاصله برای ویزای ورود مجدد به کانادا      (Re-entry Visa) اقدام میکنم، با دریافت این ویزا در اواخر جولای و با داشتن پذیرش مقاله از یک سمپوزیوم بین المللی در مجارستان برای ویزای آن کشور اقدام میکنم و با اخذ ویزا و سفر به آن کشور در اوایل سپتامبر مقاله ام را ارائه میکنم و از آنجا به ابران خواهم رفت.

اما همه اینها رؤیایی بیش نبوده است و بعد از حدود 50 روز انتظار برای دریافت ویزای اقامتی با پیدا کردن یک شماره تلفن و تماس با کارمندان مربوطه دریافتم که صدور ویزای ما بجای یک ماه حدود چهار ماه طول خواهد کشید! علتی که برای این موضوع بیان کردند این بود که از خوش شانسی شدید ما مدارک ما بطور تصادفی برای بررسیهای بیشتر انتخاب شده است. با این وضع نه برای ویزای ورود مجدد وقتی خواهد بود و نه برای ویزای مجارستان و سفر به آن کشور.

با توجه به اینکه ویزای یکی دو نفر از دوستان ایرانی ما هم اخیراً به چنین سرنوشتی دچار شده است انتخاب تصادفی افراد برای بررسیهای بیشتر کمی مشکوک بنظر میرسد و ممکن است انتخاب تصادفی افراد از کشورهایی خاص مدنظر باشد. به هر حال این کار چه بصورت کاملاً تصادفی صورت گرفته باشد و چه نتیجه موضعگیریها و روابط تنشزای موجود بین دولتهای ایران و کاناداباشد فعلاً خسارتش متوجه ماست.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 0:38  توسط علی ملیحی پور  |