تبليغاتX
سنبله

سنبله

ماه عبادت و خاطره ها

ماه رمضان هم آمد. ماهی که برای ما علاوه بر جنبه های مذهبی و عبادتی اش یادآور انبوهی از خاطرات گذشته است و با آمدن این ماه و قرار گرفتن در حال و هوای آن به آدم احساس خاصی دست میدهد که او را تا گذشته های دور میبرد.

برای من ماه رمضان و مفهوم آن شاید به سالهای ابتدایی دهه 50 برگردد زمانیکه من چهار یا پنج ساله بودم و خاله هایم در جواب کنجکاوی من در باره امتناع کردن آنان از غذا خوردن علت را توضیح میدادند و به من میگفتند که روزه میگیرند و من به علت عدم درک دقیق موضوع چیزی شبیه ماهی گرفتن را در ذهنم تصور میکردم!

شاید در زمان شش یا هفت سالگی ام بود که برای اولین بار  روزه میگرفتم و تا نزدیکیهای غروب هم چیزی نخورده بودم ولی در همان زمان یکی از دوستان همسایه به من هلویی (به غیر عمد) تعارف کرد و من هم با اشتها خوردم و بعد که یادم افتاد روزه بوده ام  شدیداً ناراحت شدم. و البته دوست ما هم کلی کیف کرد که روزه مرا باطل کرده است! آن موقع نمیدانستیم خوردن غیر عمد روزه را باطل نمیکند.

بعد از آن کم کم روزه گرفتن را شروع کردم و علیرغم مخالفت پدر و مادرم سالی چند تا روزه میگرفتم. البته آنان برای روزه گرفتن در ایام احیا معمولاً مخالفت نمیکردند. در دوران تحصیلات راهنمایی اکثر روزه هایم را میگرفتم و شاید از دوم دبیرستان بود که دیگر بطور کامل روزه میگرفتم.

اولین سالهایی که ماه رمضان را به یاد دارم برای من یادآور اوایل پاییز و انجیر، پدر بزرگ و مادر بزرگ، غروب روزهای ماه رمضان و افطاریست. از دوران ابتدایی و راهمایی هوای داغ و طولانی تابستان را به یاد دارم و نیز آلو و گوجه و گیلاس را که در ایام روزه بودن برای شب نگه میداشتیم و البته شب هم سریع سیر میشدیم و امکان خوردن همه آنها وجود نداشت. در دوره دبیرستان امتحانات اکثر سالها به ماه رمضان برخورد کرده بود و من علیرغم اصرار خانواده به روزه خوردن اقلاً در روزهای امتحان، به هیچ وجه حاضر نشدم حتی یک روز هم این کار را بکنم. در دوره تحصیلات لیسانس ماههای رمضان همگی در بهار بودند که البته با اینکه فصل خوبی برای روزه گرفتن بود ولی با غذایی که دانشگاه تبریز برای سحری و افطاری میداد شاید سختترین سالهای روزه گرفتن ما بود. به این علت خیلی اوقات مجبور میشدیم خودمان غذا درست کنیم. ماه رمضان آن سالها بویژه یادآور هم اتاقیهایمان زکی پور و عمویی و بابایی زاد است. سحری، افطاری، ساختمان مرکزی دانشگاه، شبهای احیا، و ...

اردیبهشت 67 که مصادف با ماه رمضان بود یادآور خاطراتی از نوع دیگر است. در این ماه به علت تشدید حملات و پیشرویهای عراق که شاید در نوع خود بیسابقه بود کشور در وضعیت خاصی قرار داشت و نیز بعلت بمباران و موشکباران خیلی از شهرها از جمله تبربز ما مجبور شده بودیم در شهرها و دانشگاههای به اصطلاح امن مهمان شویم. من به دانشگاه گیلان آمده بودم و البته بعد از یکی دو هفته تحصیل در دانشگاه گیلان اطلاع یافتیم که کلاسهای دانشگاه تبریز در محل امنی در خارج از شهر تشکیل میشود. من در بین راه رفتن به تبریز و در منزل دایی ام در تالش بود که از رادیوهای عربی خبر تبریک سران کشورهای عربی به صدام بخاطر آزادسازی شهر فاو را شنیدیم. ولی در ایران هیچکس جرأت نداشت در این مورد حرف بزند. چند روز بعد در مراسم احیای دانشگاه تبریز بود که روحانی مجری مراسم برای اینکه همه شرکت کنندگان را تحت تأثیر قرار با صدای بلند و در حال گریه گفت که فاو را هم گرفته اند و این امر باعث گریه شدید همه شرکت کنندگان به مدتی طولانی شد.

دو سال از ماههای رمضان را هم در تهران در دوره سربازی بودم که آن هم خاطرات خاص خودش را داشت و البته غذایش تا حدی شبیه غذای دانشگاه بود. بعد از آن هم ازدواج. پریسای ما هم متولد عید فطر 1374 است.

اکنون دوباره ماه رمضان آمده است. با دعای سحر، با اذان مؤذن زاده، با دعای افطار، و مهمتر از همه با آواز دل انگیز ربنا! ماه رمضان دوباره در اواخر شهریور است. 33 سال طول کشید تا این مهمان گرامی به محل سابقش برگردد. من 33 سال پیش بود که برای اولین بار روزه گرفتم. راستی من 39 ساله شدم! 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 15:39  توسط علی ملیحی پور  | 

صد راه برای صد ساله شدن

چند روز پیش که در بیمارستان منتظر نوبت دکتر بودیم یکی از چیزهایی که توجه مرا جلب کرد متنی بود تحت عنوان صد راه برای صد ساله شدن (One Hundred Ways to One Hundred) که روی دیوار چسبانده شده بود. فکر کردم ترجمه این متن و قرار دادن آن در وبلاگ برای خوانندگان وبلاگ جالب باشد.

1- از خودتان لذت ببرید.

2- دلتان جوان بماند.

3- رو راست و باز باشید.

4- دنبال رنگین کمان بگردید.

5- پیاده سر کار بروید.

6- از پله ها استفاده کنید.

7- کنجکاو باشید.

8- سیگار کشیدن را متوقف کنید.

9- به بدن خود توجه کنید.

10- بدانید چه میخورید.

11- بدانید چه میگویید.

12- برای بچه هایتان وقت بگذارید.

13- فقط به کارهای انجام شده اکتفا نکنید.

14- آب زیاد بخورید.

15- به دیگران وفادار باشید.

16- در پارک پیاده روی کنید.

17- بخشنده باشید.

18- خوش بین باشید.

19- عشق بورزید.

20- اسکی میدانی (cross-country) انجام دهید.

21- رمان عاشقانه پیدا کنید.

22- بطور مرتب ورزش کنید.

23- تای چی (Tai chi) کنید.

24- یوگا را امتحان کنید.

25- باغچه درست کنید.

26- میوه زیاد بخورید.

27- گلف بازی کنید.

28- حیوان خانگی نگهداری کنید.

29- زیاد بخندید.

30- مثبت باشید.

31- بدهید ولی نگیرید.

32- با معشوقتان ازدواج کنید.

33- ازدواجتان را جشن بگیرید.

34- از مجرد بودنتان لذت ببرید.

35- راحت باشید.

36- سبزی بخورید.

37- بولینگ بازی کنید.

38- در هیچ چیزی زیاده روی نکنید.

39- هر چیزی را در حد کمال آن انجام دهید.

40- سوپ رشته مرغ (chicken noodle soup) بخورید.

41- به آنچه میگویید عمل کنید.

42- به عواقب کاری که انجام میدهید بیندیشید.

43- برای دوستانتان وقت بگذارید.

44- مقدار کلسترول را در رژیم غذایی خود کاهش دهید.

45- زود بخوابید و زود بیدار شوید.

46- افسرده نباشید.

47- چیزهای جدید را امتحان کنید.

48- آبتنی کنید.

49- برای دوستتان نامه بنویسید.

50- تنیس بازی کنید.

51- با طبیعت مهربان باشید.

52- حین رانندگی در اتومبیل آواز بخوانید.

53- شعر بنویسید.

54- در حین کار سوت بزنید.

55- کتاب بخوانید.

56- داروهایتان را طبق دستورالعمل پزشک مصرف کنید.

57- خودتان را به مبارزه بطلبید.

58- آنچه را که دارید قدردانش باشید.

59- به خودتان سخت نگیرید.

60- قدر فرصتها را بدانید.

61- موانع ترقی را پشت سر بگذارید.

62- چنانچه حمله قلبی یا سکته داشته اید و مصرف داروهایتان را متوقف کرده اید با پزشکتان صحبت کنید.

63- (دیگران را) در آغوش بگیرید.

64- روغن زیتون مصرف کنید.

65- جوانه کلم بروکسل (Brussel sprout) بخورید.

66- سختگیر نباشید.

67- شغلی را که دوستش دارید انتخاب کنید.

68- در جامعه خود فعال باشید.

69- هر روز روزنامه بخوانید.

70- راست بنشینید.

71- فکر خود را فعال نگه دارید.

72- مسافرت کنید.

73- در وان آب حمام کنید.

74- حسود نباشید.

75- یک سیب در روز بخورید.

76- با روبوسی و در آغوش گرفتن (دیگران) سخاوتمندی خود را نشان دهید.

77- برای شریک زندگی خود وقت بگذارید.

78- با بستگان خود در ارتباط باشید.

79- یک کیک بپزید.

80- مقدار زیادی ماهی بخورید.

81- مقدار زیادی هوای تازه تنفس کنید.

82- خودتان باشید.

83- شنا کنید.

84- برای نوه هایتان وقت بگذارید.

85- خشمتان را کنترل کنید.

86- قسمت کنید (به دیگران تعارف کنید).

87- هیچ چیزی را مسلٌم فرض نکنید.

88- در باره داروهای جدید از پزشکتان سؤال کنید.

89- در مراکز خرید محکم راه بروید.

90- (در کارها) تعلل نکنید.

91- آنچه را که نمیتوانید تغییر بدهید بپذیرید.

92- الکل خورده رانندگی نکنید.

93- راه حل پیدا کنید نه مشکل.

94- خوش مشرب باشید.

95- به پرندگان غذا بدهید.

96- روزی یک بار به خودتان برسید.

97- ماهیگیری کنید.

98- لبخند بزنید.

99- گلها را ببویید.

100- به حرفهای پزشکتان گوش کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 12:21  توسط علی ملیحی پور  |