سفر به ایران و باقی قضایا
بالاخره بعد از شش ماه صرف وقت برای تمدید اجازه تحصیلی (study permit) و اخذ ویزای ورود مجدد به کانادا (re-entry visa) موفق به سفر به ایران شدم.
حدود یک هفته از این سفر یک ماهه را درگیر مراسم سالگرد درگذشت خواهرم بودم و مابقی آن نیز صرف دیدار از بستگان و دوستان، انجام مقداری کارهای اداری در وزارت کشاورزی و مؤسسه محل خدمتم (مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر)، خرید سوغاتی، و ... شد. با توجه به اینکه گذرنامه ام در کانادا تجدید اعتبار شده و بنابر این فاقد مهر اجازه خروج از ایران بود چند روزی نیز صرف انجام این امور و پیگیری دریافت اجازه خروج در اداره گذرنامه تهران شد که البته این کار از همه کارها مهمتر بود.
به هر حال همانند همه کسانیکه بعد از مدتی زندگی در خارج (بویژه در امریکای شمالی) به ایران میروند از تنگی خیابانها و و کوچه ها، باریک بودن راهروها و راه پله ها، کوچک بودن فروشگاهها، نبود پارکینگ و محلهای توقف، پر بودن مسیرهای از وسایل نابجا، و فشردگی جمعیت احساس خفگی داشتم و البته از لحظه ورود به ایران در فرودگاه کم کم فشردن و هول دادن همدیگر، لگد کردن پای دیگران و عدم عذرخواهی از آنان، عدم رعایت نوبت و جلو زدن از دیگران در صف، خواندن اطلاعات دیگران در صف بانک و جاهای دیگر، چشم غوره رفتن به دیگران، سؤال کردن از کسی و جواب نشنیدن، رفتارهای پرخاشگرانه در محلهای زندگی و کار، عبور از هر جای خیابان توسط عابران پیاده از طریق سد کردن راه خودروها، گاز دادن خودروها به روی عابران پیاده در محلهای عبور عابران پیاده در زمانیکه چراغ برای عبور عابران پیاده سبز است، و صدها و هزاران مورد آنقدر تکرار شدند که برای من هم دیگر بصورت یک چیز عادی در آمدند و به آنها سازگار شدم. چیزهایی که در مدت زندگی در خارج کم کم از وجود ما محو شده بودند.
باید البته به پیشرفتهای چشمگیری هم که در زمینه بانکداری و ارتباطات در ایران بدست آمده است اشاره کرد. بانکها و بویژه بانکهای خصوصی نسبت به 3-2 سال واقعاً تغییرات زیادی کرده اند. بویژه در بانکهای خصوصی امکان دسترسی به حسابهای بانکی و انجام خدمات بانکی از هر نقطه از کشور-صرف نظر از محلی که حساب در آنجا باز شده است- وجود دارد، دستگاهای خودپرداز بسیار زیاد شده و امکان دریافت مبالغ نسبتاً زیاد از آنها وجود دارد، انواع کارتهای بانکی (کارت نقدی، کارت خرید، کارت هدیه، کارت اعتباری ویژه بانکها، و ...) متداول شده، و از صفهای طویلی که قبلاً در بانکها دیده میشد تقریباً خبری نیست. رفتار کارکنان و کارمندان برخی بانکهای خصوصی با ارباب رجوع بقدری جالب است که گاهی اوقات آدم تصور نمیکند که در یک اداره و سازمان ایرانی بسر میبرد. حتی خدمات اینترنتی و تلفنی نیز همانند بانکهای خارجی مرسوم شده و امکان دسترسی به حسابهای بانکی و انجام خدمات مربوطه از هر نقطه از جهان وجود دارد! با اینکه برخی انواع کارتهای اعتباری بین المللی نیز توسط بانکها صادر میشوند شاید مهمترین مشکل باقیمانده در ارتباط با خدمات مالی و بانکی موضوع کارتهای اعتباری واقعی باشد که در همه جهان مورد استفاده قرار میگیرد که البته این مشکل هم مشکلیست که بیشتر سیاسی بوده و مربوط به روابط ایران با کشورهای غربییست نه مشکلی فنی و اداری. ارتباطات و مخابرات نیز به همین صورت ارتقا پیدا کرده که شاید نمود بارز آن استفاده وسیع از تلفن ثابت و تلفن همراه باشد که شاید دست هر کسی یکی از این تلفنها وجود دارد. اینترنت نیز نسبت به قبل توسعه زیادی پیدا کرده است هر چند که سرعت آن پایین است، بسیاری از سایتها فیلتر است، و کاربرد و موارد استفاده از اینترنت در ایران نیز با کشورهای پیشرفته خیلی متفاوت است!
در ایام سفر ایام خوشی هم پیش بستگان و دوستان عزیز داشتم و بدون لطف و محبت آنان مطمئناً اقامتم در ایران وضعیت دیگری پیدا میکرد.
بلیت من برای برگشت به کانادا و وینیپگ از مسیر تهران-لندن-مونترآل-وینیپگ بود که متأسفانه در مونترآل بعلت همزمانی رسیدن چند هواپیما به فرودگاه و طولانی شدن زمان بازرسیهای گمرکی پرواز مونترآل-وینیپگ را ار دست دادم و مچبور شدم برای پرواز بعدی که صبح روز بعد انجام میشد حدود 10 ساعت منتظر بمانم. البته آن پرواز هم مستقیم نبود و بعد از حدود 1.5 ساعت توقف در تورنتو و پیاده و سوار کردن مسافران به وینیپگ پرواز میکرد. متأسفانه در تورنتو هم بعلت برف و سرمای شدید هواپیما براحتی قادر به پرواز مجدد نبود و بعد توقفی طولانی و شسته شدن کامل هواپیما با استفاده از مواد شیمیایی مخصوص (ضد یخ) که به کمک ماشینهای مخصوص انجام شد آماده پرواز مجدد شد. خلاصه با 12 ساعت تأخیر توانستم به مقصد (وینیپگ) برسم.